پايان عشق رفتنت آغاز ويرانيست،حرفش را نزن ابتداي يك پريشانيست،حرفش را نزن گفته بودي دست بردارم،من از چشمان تو چشمهايم بي تو بارانيست، تو عاشقيتم سوختم تو روزهاي زندگيمون بعد بهار خزون شديم يهو زديم تو پر هم راستي كه بي نشون شديم من نمي خوام كه بشكنم كه تو رو از ياد ببرم مي خوام كه با تو باشم مثل فرشته هاشم زندگيمو فروختم چشم به دل تو دوختم عاشقي كردم،افسوس تو عاشقيتم سوختم حرفش را نزن خلوت عشق اگر ديدي نگاهي خسته دارم و هس كردي كه خيلي بي قرارم بدان تو با عبور از كوچه دل در آوردي دمار از روزگارم
پايان عشق
رفتنت آغاز ويرانيست،حرفش را نزن
ابتداي يك پريشانيست،حرفش را نزن
گفته بودي دست بردارم،من از چشمان تو
چشمهايم بي تو بارانيست،
تو عاشقيتم سوختم
تو روزهاي زندگيمون
بعد بهار خزون شديم
يهو زديم تو پر هم
راستي كه بي نشون شديم
من نمي خوام كه بشكنم
كه تو رو از ياد ببرم
مي خوام كه با تو باشم
مثل فرشته هاشم
زندگيمو فروختم
چشم به دل تو دوختم
عاشقي كردم،افسوس
خلوت عشق
اگر ديدي نگاهي خسته دارم
و هس كردي كه خيلي بي قرارم
بدان تو با عبور از كوچه دل
در آوردي دمار از روزگارم